شمال رفتنمون
سلام عزيز دل مامان گل پسري من.دو سه هفته اي که نبوديم و شمال رفته بوديم خيلي مورد لطف دوستامون قرار گرفتيم و لازم ميدونم که از تک تکشون قدرداني کنم. شمال وقتي به فصل گرما نزديک ميشيم اونم گرماي تابستان بيشتر از زمانهاي ديگر هوس شمال رفتن به سرم ميزنه و دلم ميخوادبريم شمال و نوشهر و پيش مامان جون اينا. دو هفته اي شمال بوديم و تو خيلي خوشحال بودي و سر از پا نميشناختي. و از صبح که بيدار ميشدي يا تو حياط بودي و يا تو مغازه پيش مامان جون.خصوصا دوچرخه سواري .چند روز اول بيشتر تو حال و هواي مهدت بودي و خيلي با جواد جون سازگاري داشتي اما بعدش ديگه روز از نو و دعواهاتونم از نو .الهي جواد جون که از تو ميترسيد و زماني که تو ...
نویسنده :
مامان مریم
14:37

